با عرض پوزش از آقا پسرهای گل میهن
هدف من از گذاشتن این تصاویر فقط جهت خنده و خوشحالی میباشد و قصد توهین و مسخره کردن هیچ کس رو ندارم.
|
علوم دامی دانشگاه تبریز - 90 | ||
|
به نام خدا
سلام از همتون خواهش میکنم جدا از شوخی و مسخره لطفا این مطلبو کامل بخونین و با اسم خودتون نظر بدین. کلاس ما از هر نظر تو دانشکده و دانشگاه با بقیه کلاس ها متفاوته. یعنی با عرض پوزش خیلی چرته! دلیل این قضیه هم رفتار من و شماس. چند هفته پیش رفته بودم پیش چندتا از ترم بالایی های رشته و گرایش خودمون(آقای نصیری و ...) باهاشون راجع به مسایل درسی و کار و اینا مشورت میکردم که بحث از جو کلاس افتاد و من حقیقتا بهشون حسودی کردم کلا ۴۰ و چند نفرن همشون با هم در ارتباطن با هم صمیمین البته با رعایت حریم ها. جمعا یک سال زودتر از ما اومدن دانشگاه ولی دوره های جیره نویسی GRS وایزو iso و... گذروندن با مدرک بین المللی IGS از کانادا. همشون مطالعه های تکمیلی تو زمینه این رشته دارن وبلاگ فعال دارن همشون به نوعی از الان کار هم دارن صمیمیتشون هم که واقعا عالیه عین خواهر و برادرن. ولی این کلاس ما اصلا شبیه به بقیه ی کلاس های دانشگاه نیست. یه نگاه به بولتن ها بندازین عموی خاله ی همسایه ی همکلاسشون فوت کرده واسش تسلیت چاپ کردن ولی برادر آقای عباسی مرحوم شدن ما هیچ کاری نکردیم. اصلا کاری به حال هم دیگه نداریم جز متلک انداختن و شایعه درست کردن. این با فرهنگ بودنه؟؟ دیروز تو کلاس آبزیان نشسته بودم پشت دیدم زیر لب آقایون به خانوما فحش میدن و بالعکس. این شخصیته؟ با این ادب و تربیت میخوایم فردا درس بخونیم کار کنیم و وارد جامعه بشیم؟؟ ما 4 سال با هم خواهیم بود. خدا شاهده وقتی از در دانشکده میام تو و میبینم خاوما اونجان ولی من مجبورم عین گاو سرمو بندازم پایین برم اونقد خجالت میشم که میخوام همونجا پودر بشم.. اگه سلام بدم میشه شایعه عین مهدکودک ها! تازه اگر هم بدم که بیخوده چون کسی جواب نمیده. روز اردو با آقای زارعی به ۱۲ نفر از خانوما سلام دادم فقط ۳تاشون جواب داد. این وبلاگو هم هر کار کردم باعث اصلاح جو فوق العاده خراب کلاس بشه نشد که هیچ خودش هم بدتر شد. لذا از همتون خواهش میکنم که : ۱. اگه خودتون رو انسان میدونین و دوست دارین این وضع خراب درست بشه لطفا بیاین تو قسمت نظرات این مطلب با نام و نام خانوادگی خودتون کامنت بذارین و نظر قطعی خودتونو بگین هرکی نیاد یعنی خودشو انسان و عضو کلاس نمیدونه. ۲. همتون بیاین تو وبلاگ عضو بشین و هر ماه حداقل فقط یه مطلب بنویسین. هم آقایون هم خانوما. ۳. بعد از اینکه همه اومدن و نظرشون رو گفتن هر وقت از فاصله ی دو متری هم رد شدیم به هم سلام بدیم. ۴. اگه هرجا دیدیم دوتا از همکلاسی ها مون دارن با هم حرف میزنن اونو تبدیل به شایعه نکنیم . به کسی نگیم چون تهمت زدن به برادر و خواهر خودمون نشانه ی بی غیرتیه. ۵. هر کی از کسی دلخور شد یا از رفتار اون بدش اومد بجای اینکه مثل پیرزن ها شایعه بازی کنه بره به خود طرف مودبانه تذکر بده. چند تا نکته : اولا اینکه خانوم ن نماینده ی خوبی واسه کلاسمون هستن هم ساکن تبریزن هم تو همه ی کلاس ها حضور دارن و هم انصافا واسه کلاس خوب کار میکنن لطفا مسخره بازی درنیارین ایشون راحت به کارشون ادامه بدن و اگر هم کسی فک میکنه که لایق تر از ایشونه همین جا اعلام کنه تا ایشونو عوض کنیم. دوما توهین و مسخره و اینا رو از کلاس جمع کنین بخصوص شایعه پراکنی رو. سوما بیاین همتون تو وب نویسنده بشین برنامه های جالب و متنوعی رو اجرا کنیم. چهارما تو دوره های علمی با هم شرکت کنیم تو امتحانات و درس ها به هم کمک کنیم. و یه تذکر اینکه : با اجازه ی مدیر محترم وبلاگ آقای مهرورز قرار شده از این لحظه به بعد فقط کامنت هایی که با نام و نام خانوادگی نوشته شدن تایید بشن و بقیه فورا حذف بشن.(به غیر از تبلیغات و غریبه های مودب) از همتون معذرت میخوام اگه توهینی شده فقط خواستم بعنوان برادر کوچک تر اینارو گوشزد کنم. [ دوشنبه 1 خرداد1391 ] [ 16:4 ] [ امین دیندار ]
گوزلیم گوزلریوین صحبتی هر یاندا اولار بو ملاحتتی باخیشلار گوزی جیراندا ا ولار بیر علاج ائت منه ایستکلی طبیبیم سنسن عاشیقین چاره سی اوز سودیگی جاناندا اولار بولبول ایستر گولی طوطی شکری منده سنی عشق سوداسی بو اوچ عاشق نالان دا اولار گول اگر بولبولی اینجیتسه وفاسیز دمیین قیزلارین تقصیری اولماز گوناه اوغلان دا اولار بو گوزلیک که سنین وار گوزلیم انصافا نه ملکده نه پریده نده انساندا اولار واحدین بللی دیر مسکنی پروانه کیمی گاه شمعی دولانیر گاه گلستاندا اولار
[ یکشنبه 31 اردیبهشت1391 ] [ 20:12 ] [ مسعود بیرامی خلج ]
سلام خدمت همکلاسی های گرامی این حکایت رو تقدیم همه ی همکلاسی هام میکنم : هر کجا هستم، باشم به درک! من که باید بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین، مال خودت!
من به او گفتم بچه گول میزنی؟ خربزه آب است، یورو بده! ... دل خوش سیری چند؟
بوش کوچک همه را خر کرده! به ابوالفضل قسم و به آی دی بابام! کودکی در قفس است!
خواهم انداخت به آب! بگذاریم که آن هم یه هوایی بخورد... [ یکشنبه 31 اردیبهشت1391 ] [ 17:41 ] [ مرتضی اعظمی ]
«به گمان عده ای، اخلاق دیگر از مد افتاده است. به نظر آنها اخلاق سیستمی است از ممانعت های ناخوشایند سختگیرانه که اصولا برای بازداشتن آدمها از لذت بردن درست شده است. اخلاق گرایان سنتی ادعا می کنند که مدافع اخلاق به طور عام هستند در حالیکه آنها در واقع از کد های اخلاقی مشخصی دفاع می کنند. آنها آنچنان این عرصه را در دست گرفته اند که وقتی روزنامه ای تیتر می زند که اسقف افول ارزشهای اخلاقی را مورد حمله قرار داد، ما انتظار داریم چیزی بخوانیم درباره بی بند وباری جنسی، همجنس بازی، پورنوگرافی و از این قبیل؛ و نه درباره کمک ناچیزی که به ملتهای فقیر می کنیم یا بی تفاوتی مان نسبت به محیط زیست و سیاره مان. پس اولین چیزی که باید در این باره گفت این است که اخلاق مجموعه ممنوعیت های منحصر به عمل جنسی نیست… دوم اینکه اخلاق سیستم ایده آلی که در تئوری، اصیل و در عمل بی فایده باشد، نیست. عکس این موضوع به حقیقت نزدیکتر است: قضاوتی اخلاقی که در عمل خوب نباشد حتما از ضعف تئوریک هم رنج می برد، چرا که هدف قضاوت اخلاقی این است که در عمل راهنما باشد. عده ای فکر می کنند که اخلاق، قابل استفاده در دنیای واقعی نیست، چون آن را سیستمی از دستورهای ساده و کوتاه می بینند مانند: “دروغ مگو”، “دزدی مکن” و “قتل مکن”. وقتی عده ای چنین نگاهی به اخلاق دارند جای تعجب نیست که آن را با پیچیدگی های زندگی سازگار نمی بینند. در موقعیت های نامتعارف، قوانین ساده با هم تعارض پیدا می کنند و حتا اگر اینطور نباشد، تبعیت از یک قانون ممکن است به فاجعه بینجامد. معمولا دروغ گفتن بد است ولی اگر شما در دوره آلمان نازی زندگی می کردید و گشتاپو در جستجوی یهودیها به در خانه تان می آمد، قطعا کار درستی بود اگر وجود یهودیها را در اتاق زیر شیروانی تان انکار می کردید…»* / پیتر سینگر
[ یکشنبه 31 اردیبهشت1391 ] [ 12:15 ] [ بهنام زارعی ]
[ یکشنبه 31 اردیبهشت1391 ] [ 12:15 ] [ کاظم رسولی ]
اینجانب توهین خواننده ی رپ فارسی(شاهین نجفی)به ساحت مقدس امام دهم شیعیان,حضرت امام علی النقی (ع) را محکوم مینمایم. تمامی دوستانی که با نظر من موافق یا حتی مخالف هستند نظراتشان را در قسمت نظر دهید ارایه دهند. با تشکر
[ جمعه 29 اردیبهشت1391 ] [ 12:58 ] [ سعید نظمی کرکج ]
آدم های ساده را دوست دارم همان ها كه بدی هیچ كس را باور ندارند همان ها كه برای همه لبخند دارند همان ها كه همیشه هستند...برای همه هستند آدم های ساده را باید مثل یك تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا كرد عمرشان كوتاه است بس كه هر كسی از راه میرسد یا ازشان سوء استفاده میكند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان میدهد آدم های ساده را دوست دارم بوی ناب آدم میدهند
[ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 17:11 ] [ حسین مهرورز ]
چوپان بیچاره خودش را کشت که آن بز چالاک از آن جوی آب بپرد نشد که نشد. او میدانست پریدن این بز از جوی آب همان و پریدن یک گله گوسفند و بز به دنبال آن همان. عرض جوی آب قدری نبود که حیوانی چون نتواند از آن بگذرد… نه چوبی که بر تن و بدنش میزد سودی بخشید و نه فریادهای چوپان بخت برگشته. پیرمرد دنیا دیدهای از آن جا میگذشت وقتی ماجرا را دید پیش آمد و گفت من چاره کار را میدانم. آنگاه چوب دستی خود را در جوی آب فرو برد و آب زلال جوی را گل آلود کرد. بز به محض آنکه آب جوی را دید از سر آن پرید و در پی او تمام گله پرید. چوپان مات و مبهوت ماند. این چه کاری بود و چه تأثیری داشت؟ پیرمرد که آثار بهت و حیرت را در چهره چوپان جوان میدید گفت: تعجبی ندارد تا خودش را در جوی آب میدید حاضر نبود پا روی خویش بگذارد. آب را که گل کردم دیگر خودش را ندید و از جوی پرید و من فهمیدم این که حیوانی بیش نیست پا بر سر خویش نمیگذارد و خود را نمیشکند چه رسد به انسان که بتی ساخته است از خویش و گاهی آن را میپرستد.
[ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ 16:30 ] [ حسین مهرورز ]
دوست کسی است که من با او میتوانم صمیمی باشم و جلوی او با صدای بلند فکر کنم.
رفاقت به معنی حضور
در کنار فردی دیگر نیست بلکه به معنی حضور در درون اوست
[ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 18:46 ] [ ادریس گل مرادی ]
رابطه دانشجویان با عناوین فیلم ها
دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان دانشجویان پرسر و صدا : گروه لیانشانپو دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار خانواده دانشجويان : بينوايان دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام انتخاب درس افتاده : زخم كهنه مراقبين امتحان : سايه عقاب تقلب : عمليات سري روز دريافت كارنامه : روز واقعه اعتراض دانشجو : بايكوت اعتراض براي كيفيت غذا : مي خواهم زنده بمانم دانشجوي اخراجي : مردي كه به زانو در آمد آينده تحصيل كرده : دست فروش رئيس دانشگاه : مرد نامرئی استاد راهنما : گمشده دانشجويي كه تغيير رشته داده : بازنده سرويس دانشگاه : اتوبوسي بسوي مرگ كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتان ژتون فروشي : آژانس شيشه اي علت نيافتن بعضي از دانشجويان : رابطه پنهان التماس براي نمره : اشك كوسه سوار شدن به اتوبوس : يورش ترم آخر : بوي خوش زندگي تصويه حساب : خط پايان عمر دانشجو : بر باد رفته مسئول خوابگاه : كاراگاه گجت ادامه تحصيل تا دكترا : ديدار در استانبول
[ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 11:1 ] [ کاظم رسولی ]
|
||
| [ طراحی : پرشین اسکین ] [ Weblog Themes By : Persian Skin ] | ||